اولین یادداشت سال 1388
سلام دوستان
این اولین یادداشت سال ۱۳۸۸ هستش و امیدوارم امسال بیشتر بتونم آپ کنم با اینکه می دونم امسال شلوغ ترین سال زندگی من تا حالا خواهد بود. به هر حال خوشحالم دوستام نسبت به سالهای گذشته خیلی بیشتر شدن. الان دقیقا سه ساله وبلاگ می نویسم و از اینکه بعضی وقت ها اینجا می یام و حرفهامو می زنم خوشحالم.
یه چیز جالب بگم و اون اینکه من شاید بعد از ۱۰ یا ۱۵ سال دیروز اونم توی تهران با اون هوای معرکه اش رنگین کمان دیدم و خیلی برام جالب بود. شاید برای بعضی ها مسخره باشه ولی برای من خیلی جالب بود. اینکه یک سری زیبایی ها رو آدم توی این شهر زشت تجربه کنه. گاهی دلم برای اصفهان خودمون تنگ می شه خیلی دوست دارم برگردم ولی شرایط اجازه نمی ده. اونجا هروقت دلم می گرفت می رفتم کنار زاینده رود نه من همه اصفهانی ها این عادت رو دارن ولی اینجا مدام آدم به ناراحتی های خودش روز به روز اضافه می کنه بدون اینکه یه کم ازش کم بشه. ولی آخرش باید گفت خدارو شکر چون بازم به هر حال زنده ام و سلامت و هنوز هم او را عاشقانه دوست دارم.
