مشکلات زندگی
خداوندا تو مشکلات را در سر راه من قرار دادی تا عاملی باشد برای بازگشت به فطرت
پس من چگونه می توانم از تو تمنایی برای رفع مشکلاتم کنم
درحالیکه برای جلوگیری از غفلت من این تنها راه است.
دل نوشته ها - یادداشت های روزانه - ادبیات - بحث های روز
خداوندا تو مشکلات را در سر راه من قرار دادی تا عاملی باشد برای بازگشت به فطرت
پس من چگونه می توانم از تو تمنایی برای رفع مشکلاتم کنم
درحالیکه برای جلوگیری از غفلت من این تنها راه است.
شاید این آیه خیلی غیر مرتبط با حوادث اخیر در جامعه ما نباشد برای همین اونو در این پستم گذاشتم
آیه ۱۱ سوره رعد:
خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملتى) را تغيير نمىدهد تا زمانیکه خود آن قوم حالشان را تغییر دهند! و هنگامى كه خدا اراده سوئى به قومى (بخاطر اعمالشان) كند، هيچ چيز مانع آن نخواهد شد؛ و جز خدا، سرپرستى نخواهند داشت! (11)
اين همه جنگ كرديم تا بيگانه به ناموس ما دست درازي نكند و اينك خودمان ...
با يه كم تاخير اومدم
خوبيد. اين چند وقت كه ننوشتم اتفاات جالبي افتاده نمي شه در مورد همش نوشت ولي خوب از مهمترينش مي شه به نزديك شدن زمان انتخابات رياست جمهوري با اون تاييد صلاحيت جالب شوراي نگهبان و همچنين طرفداري گسترده خاتمي و بيشتر طرفدارانش از موسوي اشاره كرد. به هر حال تا كمتر از ۲۰ روز ديگه مشخص مي شه ؟
راستي ديروز سالروز آزاد سازي خرمشهر بود كه براي هر ايراني يه افتخاره ولي بايد به اين نكته هم به قول روزنامه آفتاب يزد اشاره كرد كه " خرمشهر آزاد شد ولي آباد نشد". بحث داغ راديو و تلوزيون هاي خارجي ديروز اين بود كه عليرغم پيروزي ايران در مقطعي از جنگ(۳ خرداد ۱۳۶۱) جنگ بايد ادامه پيدا مي كرد يا نه؟
منتظر نظرات شما در مورد انتخابات و ادامه جنگ بعد از ۳ خرداد هستم.
سلام دوستان
این اولین یادداشت سال ۱۳۸۸ هستش و امیدوارم امسال بیشتر بتونم آپ کنم با اینکه می دونم امسال شلوغ ترین سال زندگی من تا حالا خواهد بود. به هر حال خوشحالم دوستام نسبت به سالهای گذشته خیلی بیشتر شدن. الان دقیقا سه ساله وبلاگ می نویسم و از اینکه بعضی وقت ها اینجا می یام و حرفهامو می زنم خوشحالم.
یه چیز جالب بگم و اون اینکه من شاید بعد از ۱۰ یا ۱۵ سال دیروز اونم توی تهران با اون هوای معرکه اش رنگین کمان دیدم و خیلی برام جالب بود. شاید برای بعضی ها مسخره باشه ولی برای من خیلی جالب بود. اینکه یک سری زیبایی ها رو آدم توی این شهر زشت تجربه کنه. گاهی دلم برای اصفهان خودمون تنگ می شه خیلی دوست دارم برگردم ولی شرایط اجازه نمی ده. اونجا هروقت دلم می گرفت می رفتم کنار زاینده رود نه من همه اصفهانی ها این عادت رو دارن ولی اینجا مدام آدم به ناراحتی های خودش روز به روز اضافه می کنه بدون اینکه یه کم ازش کم بشه. ولی آخرش باید گفت خدارو شکر چون بازم به هر حال زنده ام و سلامت و هنوز هم او را عاشقانه دوست دارم.
فقط اومدم عيدرو تبريك بگم
انشالله براي همه سالي پر از سلامتي باشه چون از همه چيز مهمتر سلامتيه

خیلی وقت بود می خواستم در مورد خود محیط وبلاگ بنویسم. تاحالا دقت کردید توی چه محیطی مطلب می نویسید. برای من خیلی جالبه می دونید چرا چون توی این محیط بعضی وقت ها آدم با کسایی که اصلا ندیده خیلی رابطه نزدیک پیدا می کنه. اینجا بهتر از توی جامعه آدم می تونه هم نوع خودش رو پیدا کنه چون به قول خیلی ها وبلاگ رو آدم برای دلش می نویسه برای همین دلهای نزدیک همدیگرو زودتر پیدا می کنن. دقت کردید آدم توی وبلاگ با چه کسایی ارتباط داره. برای من این دوستی ها خیلی تنوع داشته اما بعضی از اونها تو مطالب زیر خلاصه می شده: فیلم- شعر- داستان های عبرت آموز- علوم مختلف- خاطرات روزانه و...بیشتر وبلاگ ها کاملا منطبق با احوالات و احساسات نویسنده هاشونه یعنی شما دقیقا می تونید بغهمید در چه روزی از چه ماهی نویسنده شکست ها- پیروزی ها- مشکلات- غصه هایی رو داشته. خیلی از کسایی رو دیدم که دنبال همسراشون توی وبلاگ ها گشت می زدن ببینن مثلا با کی دوست می شه یا خیلی افراد دیگه دلشون می خواسته به زورخودشونو وارد یه طیفی که اصلا بهشون نمی خوره بکنن یا خیلی ها خالی بندی می کنن تا پیش بقیه خودشونو بزرگتر و بالاتر نشون بدن و بعضی ها هم فقط غم و غصه هاشون مال وبلاگه بعضی دوست دارن فقط توی وبلاگ برای خودشون نوشابه باز کنن و از این موارد زیاد هست و شاید بعدها دوباره به این موضوع بپرداخته بشه ولی در آخر همه اعتقاد دارن توی وبلاگ حرف دلشون رو می زنن.
نظر شما در مورد برخورد با وبلاگ برام جالبه پس حتما بنویسید.
كانديد شدن مجدد خاتمي و شروع مجدد طرفداري از او براي تصدي پست رياست جمهوري
انتقاد برخي مسوولان از تصميم گيري ها در مورد روابط ايران و آمريكا
ادامه چالش دولت و مجلس در مورد واردات بنزين
چه خبره ؟
شما مي دونيد؟
شنبه اولین روز هفته است. به هر حال حیفه بدون آپ شروعش کنم.
هفته گذشته هی بدک نبود چند تا اتفاق داغون افتاد.
اولیش تساوی ایران مقابل کره جنوبی
بعد تساوی استقلال مقابل پرسپولیس با اون خطای هند نابخردانه علیزاده که دوباره از ما استقلالی ها حالی حسابی گرفت.
اولین هفته تدریس توی دانشگاه علمی کاربردی
پیشنهاد داوری یه مجله علمی-پژوهشی یه دانشگاه و شروع کار با این مجله
به هر حال فکر می کنم هفته خوبی رو پشت سر گذاشتم.
می دونم انشالله این هفته بهتر هم خواهد شد. چون خدا همیشه سایه ای بر سر من دارد و مطمئنم همه موفقیت هام از لطف اوست چون مرا دوست دارد و من هم.
پس من تنها نیستم
عاقبت ايران چي مي شه
چرا اينقدر با افتخارات ۲، ۳ هزار سال پيش فاصله گرفتيم
بعضي موقع ها كه زياد فكر مي كنم ناراحت مي شم. بعضي وقت ها مي گم بايد گذاشت و رفت ولي مي شه همه بزارن و برن.
مي دونم ما وضعيت خوبي نداريم. غير از سياسيون، مردم هم ديگه اون مردم سابق نيستند. كسي دلش براي كسي نمي سوزه. مردم يادشون رفته بدي جوابش بديه ! چرا؟
همه مي خوان يه جوري حالتو بگيرن. از اينكه پيشرفت مي كني ناراحت مي شن. چرا به اين فكر نمي كنيم كه پيشرفت يه هموطن پيشرفت ماست؟
شما چي مي گين
شماهم مثل من خسته ايد يا اميدوار يا ترجيح مي ديد هيچي نگيد يا فكر مي كنيد اين حرف ها چه فايده اي داره
خوب هر چه هست بنويسيد
منتظر نظراتتون هستم.